تبلیغات
و خدایی که در این نزدیکیست... - خدا - 7

و خدایی که در این نزدیکیست...

و خدا را می بینم، همه جا، با همه کس، با همه رنگ...

 

خدا - 7

 

نوع مطلب :1 - خدا ،

نوشته شده توسط:زمان انسانیت

امروز میخوام آخرین مبحث مربوط به جهان هستی رو مطرح کنم و ان­شاالله تو پست بعدی همه این مطالب رو به موازات هم جمع بندی می کنم و به یه نتیجه ای میرسیم.

بحث امروزمون تا حدی مربوط به فیزیک میشه! البته بحث خیلی پیچیده ای نیست و اونهایی که با فیزیک آشنایی زیادی ندارن هم میتونن مطالب رو کاملا متوجه بشن.

ما میدونیم ماده از انرژی ساخته شده. ولی ماهیت خود انرژی چیه؟ فعلا نمیدونیم. شاید هم هیچ وقت متوجه نشیم ولی اون چیزی که مسلمه اینه که همه چی از یه ماهیت پیوسته ساخته شده. (مساله شکل ذره ای و موجی انرژی که با بررسی خاصیت موجی متوجه میشیم همه جهان از برآیند امواج انرژی ساخته شده و هر ذره درواقع انتگرال فوریه همین امواج انرژیه).

برای اینکه این پیوستگی از یه زاویه دیگه و به شکل ساده ای بررسی بشه من از یه مثال استفاده می کنم.

صفحه تلویزیون رو در نظر بگیرین. این صفحه از مجموع چندین پیکسل (نقاط درخشان) ساخته شده. وقتی این پیکسلها دیتا می گیرن ما که از فاصله مناسب به صفحه تلویزیون نگاه می کنیم یه تصویر می بینیم. مثلا یه دست که داره حرکت می کنه. در حالیکه درواقع هیچ حرکتی و هیچ تصویری وجود نداره. تنها چیزی که هست دیتای هر پیکسله. دیتای متفاوت دو تا پیکسل باعث ایجاد مرز بین اون دوتا میشه و مرور زمان و تغییر دیتا ها باعث بوجود اومدن حرکت.

من نمیگم هستی هم پیکسل بندی شده. بلکه بالاتر از اون، جهان از یه ماهیت پیوسته تشکیل شده! (شما اسمش رو بذارین مثلا انرژی) برای اینکه بتونین تصور کنین یعنی چی، همون صفحه تلویزیون رو درنظر بگیرین و فرض کنین اندازه پیکسلها بینهایت کوچیک و غیرقابل تشخیص بشه و تعدادشون بینهایت زیاد بطوریکه کل دنیا رو بپوشونه؛ و البته این پیکسلها در تمام جهات وجود دارن و مثل تلویزیون صرفا روی یه صفحه نیستن. (به این حالت میگن حد!)

تو این جهان پیوسته دیتای بخشهای مختلف باهم متفاوته و همین مساله باعث میشه هر بخش به یه شکلی دیده بشه. بنابراین همه اون چیزهای گسسته ای که اطرافمون می بینیم درواقع همه از یه چیز پیوسته ساخته شدن. همه چیزهایی که ما اطراف خودمون میبینیم درواقع شکلی از اونه و هیچ مرزی بین اجسام مختلف وجود نداره. (اونهایی که با فیزیک مدرن آشنایی دارن طبق تذکر اولم مساله رو بررسی کنن. یعنی همون برهم نهی امواج که از بینهایت تا بینهایت ادامه دارن و برآیندشون مواد و اجسام رو میسازه)

پس درمجموع میتونیم بگیم تمام هستی از یه ماهیت ساخته شده که دارای دیتا است و این دیتا باعث میشه به نظر برسه بخشهای مختلف اون جدای از همدیگه اند. همه چی از همینها ساخته شده البته به اضافه یه چیز دیگه به اسم قانون. قانون پیوسته ای هم همه جای هستی حاکمه و کارش تعیین ارتباط دیتاها باهمدیگه است. این قانون خودش رو تو اشکال مختلف نشون میده ولی پیوستگی و هم مسیری این قوانین، یگانه بودن اونها رو محتمل می کنه. مثلا قوانین جاذبه، عمل و عکس العمل، شتاب و اینرسی و... همه باهم مرتبط و از یه ریشه اند. البته من اصراری رو یکی بودنشون ندارم ولی اون چیزی که مهمه اینه که این قوانین در کنار هم عمل می کنن و هیچ کدوم مزاحم دیگری نیست.

بنابراین یه نظام کاملا منظم از قوانین وجود داره که کل هستی رو هدایت می کنه و هیچ دیتایی خارج از این قوانین عمل نمیکنه.

پس من یه نتیجه گیری می کنم:

حتی اگه خدایی وجود نداشته باشه چیزی تو دنیا هست که همون صفات رو داره! (اگه شما دوست ندارین اسمش رو خدا بذارین من هم پافشاری نمیکنم! هرچی دلتون میخواد صداش کنین.)

مساله بعدی که میخوام راجع بهش صحبت کنم اندیشه و فکره. امروزه ثابت شده تفکر و اندیشه هم انرژی آزاد میکنه. هر اندیشه امواج خاص خودش رو داره، هر ذهنی امواج خاص خودش رو داره و هر تفکری نوع خاصی از انرژی رو آزاد میکنه.

پس دوتا نتیجه گیری وجود داره:

1) اگه ذهن ما هوشمنده و جنسش و ماهیتش از انرژیه بنابراین انرژی هم هوشمنده! بنابراین و با درنظر گرفتن اینکه کل هستی از یه انرژی پیوسته ساخته شده کاملا غیر منطقیه که این انرژی کل هوشمند نباشه! بنابراین یه هوشمندی و یه آگاهی خیلی خیلی عظیم تو جهان هیتی حاکمه. که البته ذهن کوچیک ما هم یه بخش و یه جلوه ناچیزی از اونه.

2) وقتی قانون عمل و عکس العمل در مورد همه چی صادقه بنابراین درمورد انرژی ذهن ما هم صدق می کنه. بنابراین افکار ما دارای عکس العملی هستن که بالاخره به سمت خودمون برمیگرده.

بنابراین جهان هستی حتی با فرض نبودن خدا به همه افکار و اعمال ما آگاهی کامل داره و علاوه بر آگاهی داشتن نسبت به همه اعمال و افکار ما جواب میده. همچنین هوشمندی و شعور بخش جدایی ناپذیر هستیه.

با وجود این موارد چرا میگیم خدا وجود نداره؟ مگه تعریفمون از خدا چیه؟

اینجاست که با یه تغییر کوچیک تو ذهنیتمون نسبت به خدا متوجه میشیم خدا چقدر بهمون نزدیکه. این ماییم که به اشتباه فکر میکنیم خدا تو آسمونه و جدای از جهان هستی و از بیرون ما رو کنترل می کنه. توصیه می کنم یه بار ترجمه سوره توحید رو بخونین و به مساله نزاییدن و زاده نشدن خیلی دقت کنین.

البته هنوز این خدایی که تا اینجا شناختیم کامل نیست و احتیاج به کمی بحث دیگه داره که به امید خدا (که فکر می کنم وجود داره!) تو پست بعدی مطرح می کنم و این بخش تموم میشه و میریم سراغ مباحث بعدی.

شاد باشین!