تبلیغات
و خدایی که در این نزدیکیست... - 1- جبر و اختیار

و خدایی که در این نزدیکیست...

و خدا را می بینم، همه جا، با همه کس، با همه رنگ...

 

1- جبر و اختیار

 

نوع مطلب :2 - انسان ،

نوشته شده توسط:زمان انسانیت

امیدوارم قبل از شروع بحث، مطالب قبلی رو کامل دنبال کرده باشین!

اگه در مورد خدا با نظرات قبلی موافقین که هیچ چی، در غیر اینصورت هر خدایی که قبول دارین اگه ویژگیهایی که الان توضیح میدم رو داشته باشه میتونین بحث رو دنبال کنین ولی در غیر اینصورت باید اول در مورد ویژگیها باهم به توافق برسیم! من امروز بخش سوال و جواب رو هم به وبلاگ اضافه می کنم تا هرکسی سوالی داشته باشه اونجا مطرح کنه و من در حد توانم سعی می کنم پاسخ بدم. البته امیدوارم دوستان دیگه هم که ما رو از اطلاعاتشون بهره مند کنن و تو پاسخگویی به سوالات کمکم کنن!

میخوایم چند تا فرض درمورد خدا در نظر بگیریم (البته همه این فرضها رو میشه از بحثهای قبلی استنباط کرد ولی با این وجود من سعی می کنم اون چیزایی که لازمه بطور مختصر توضیح بدم).

اول این که خدا قادر مطلقه یعنی همه کاری میتونه انجام بده. اصولا خدا به کسی میگیم که قادر مطلق باشه و بدون این ویژگی اساسا تعریف «خدا» بی معنیه. خدا همون چیز یا کسیه که همه چی رو بوجود آورده و به همه چی احاطه داره. توانایی های اون بینهایته و هیچ چیزی براش غیر ممکن نیست. (من اگه یادم بمونه تو بخش پرسش و پاسخ راجع به تواناییهای خدا بیشتر توضیح میدم و سعی می کنم شبهاتی مثل آفریدن سنگی که خود خدا هم قادر به بلند کردنش نباشه رو برطرف کنم.)

دوم این که عالِم مطلقه. یعنی همه چی رو میدونه. طبیعتا خدایی که همه چی فقط جلوه ای از اونه حتی اگه فرض کنیم نمیتونه آینده رو ببینه چون همه قوانین رو میدونه و همه اطلاعات این لحظه رو هم داره پیشگویی کاملا درست آینده برای اون کار خیلی راحتیه. البته باید توجه کنیم که خود زمان هم مخلوقیه که جلوه ای از خدا محسوب میشه. تو بحث این مساله رو کاملتر توضیح میدم.

سوم اینکه کمال مطلقه. یعنی هیچ عیب و نقصی نداره. اگه این مساله رو با همون بحثهای قبلی بررسی کنیم متوجه میشیم که خدا باید کمال مطلق باشه. البته باید ببینیم تعریف ما از کمال چیه. که من بعدا راجع به این مورد هم بیشتر توضیح میدم.

چهارم اینکه خدا عادل مطلقه. یعنی همه چیز تو خلقت بر اساس عدله. در مورد عدل هم بعدا به تفصیل توضیح میدم چون میدونم خیلی ها با این مساله نمیتونن راحت کنار بیان. (مخصوصا وقتی مسائلی مثل تبعیض نژادی یا تولد کودکان ناقص رو می بینن)

پنجم اینکه خدا فراتر از مکان و زمانه. این مورد به سادگی از مفروضات قبلی قابل استنباطه ولی من باز هم مختصرا توضیح میدم. خدا خالق زمان و مکانه و اساسا احاطه به اونها داره بنابراین نمیتونه خودش محدود به مخلوقات خودش باشه. چطوری خدا میتونه محدود به مکان باشه درحالیکه مکان فقط بواسطه تعریف بُعد و وجود ماده و انرژی تعریف میشه و همه اونها ساخته ها و آفریده های خدا هستند؟ و همچنین زمان که وجودش وابسته به تعریف مکان و مرجعه.

البته فعلا برای ابتدای بحث لازم نیست همه این فرضها رو قبول کنین. چون توضیح کاملتر این موارد لابلای بحثها میاد و راجع به اونها توضیح میدم. فقط خواستم از همون ابتدای بحث این موارد تو ذهنتون باشه که بعدا تو خود بحثها به این موارد هم توجه داشته باشین. من سعی می کنم موارد مشکوک (!) رو باز هم بازتر کنم و کاملتر توضیح بدم ولی برای شروع بحث فکر می کنم تا همین حد توضیح کافی باشه.

میخوام بحثمون رو با بررسی انسان و توانایی های اون ادامه بدم. لازمه این مساله هم اینه که ببینیم اصلا انسان توانایی انجام کاری رو داره یا نه و  نقطه شروع این مورد هم مساله جبر و اختیار انسانه.

برای این که زیاد رو این مساله نمونیم من با یه مثال میرم سراغ بحث و سعی می کنم با همون مثال بحث رو تموم کنم.

فرض کنیم یه آقای مهندسی که با مکانیک و قابلیتهای خودرو آشنایی کامل داره بالای یه تپه نشسته. پایین این تپه یه جاده است که این جاده تپه رو دور میزنه. سر یه پیچ از این جاده تو دامنه تپه تخته سنگی سقوط کرده و مسیر جاده رو کاملا بسته. یه ماشین هم با سرعت خیلی زیاد به سمت این تپه در حرکته و داره به سرعت به پیچ نزدیک میشه. راننده ماشین هم نمیتونه تخته سنگ رو که پشت تپه قرار داره ببینه. این ماشین به تپه میرسه و موقع دور زدن تپه با تخته سنگ برخورد میکنه و... .

قبل از برخورد وقتی خودرو داشت با سرعت به تپه نزدیک میشد این آقای مهندس صحنه رو می بینه و با توجه به سرعت ماشین و موقعیت تخته سنگ پیش بینی می کنه که خودرو حتما به تخته سنگ برخورد می کنه.

حالا سوال اینجاست: آیا این که آقای مهندس برخورد رو پیش بینی کرده بوده دلیل برخورد خودرو با تخته سنگ بود یا بی احتیاطی راننده ماشین؟ آیا اگه اون آقای مهندس اونجا نبود و برخورد رو پیش بینی نمیکرد این تصادف اتفاق نمی افتاد؟

جواب کاملا مشخصه!

تنها مساله ای که اتفاق افتاده اینه که آقای مهندس با توجه به علمی که در مورد خودرو داشت و وضعیت رانندگی راننده ماشین رو می دید دونست که برخورد اتفاق می افته.

خبر یا پیشگویی آقای مهندس فقط حاصل علم و آگاهی اون بود نسبت مسائل دخیل در اون صحنه.

حالا بیایم و این علم رو کمی گسترشش بدیم: این آقای مهندس حتی از فکر اون راننده هم اطلاع داره و میدونه که اون به چی فکر می کنه. و مثلا میدونه که الان داره به دعوای دیشبش با همسایه فکر میکنه و حواسش به رانندگی نیست. از طرفی آشنایی آقای مهندس با مکانیک خودرو کامل کامله و حتی موقعیت تک تک ملکولهای تشکیل دهنده لنت ترمز ماشین رو هم میدونه! و فرض کنیم آقای مهندس (فوق نابغه) ما شناخت کاملی هم نسبت به راننده ماشین داره. کل زندگی نامه اون رو حتی دقیقتر از خود راننده میدونه و با همه خصوصیات فکری و اخلاقی اون آشناست. همچنین در جریان همه اتفاقاتی که تو زندگی راننده افتاده (حتی دعوای دیشبش) قرار داره و وضعیت جاده رو هم میدونه!

در این حالت همون لحظه که راننده سوار ماشین میشه این آقای مهندس میتونه با درکنار هم قرار دادن این شواهد، تصادف رو خیلی دقیق و با جزئیات کامل پیش بینی کنه!

بیایم این علم رو باز هم گسترشش بدیم و کسی رو در نظر بگیریم که حتی ساختار ژنتیک آقای راننده رو هم میدونه و وضعیت تک تک سلولها و ملکولهای بدنش رو می بینه، وضعیت جاده و همه اون چیزهایی که توی مسیر رانندگی وجود داره و راننده در حین رانندگی قراره اونها رو ببینه (که این مساله هم با علم مطلق قابل فهمیدنه) رو با جزئیات کامل میدونه، همه اطرافیان راننده رو کاملا میشناسه، و کاملا توی فکر و اندیشه اون راننده است. در این صورت حتی از مدتها پیش هم صاحب این علم میتونست تصادف رو پیش بینی کنه! لازمه یه چیزی راجع به شاید ها و احتمالات بگم: توی دنیا هیچ پدیده ای تصادفی نیست. وقتی شما یه سکه رو به هوا میندازید تو ریاضی میگن «احتمال» پشت یا رو اومدن اون برابره. ولی اگه شما بتونین همه نیروهای وارده به اون سکه رو تحلیل کنین دقیقا میتونین بگین که پشت میاد یا رو. احتمال فقط از نقص علم ما سرچشمه میگیره و توی دنیایی که همه چیز طبق قوانین طبیعت اتفاق می افته چیزی به نام احتمال برای هستی بی معنیه.

پس اگه علم شما راجع به یه مساله کامل باشه میتونین در مورد نتیجه و پایان اون مساله نظر قطعی بدین و مطمئنا همون اتفاق هم خواهد افتاد. (که البته هیچ وقت علم بشر راجع به هیچ چیز کامل نبوده، نیست و نخواهد بود!)

مثالی که در این مورد میتونین در نظر بگیرین پرتاب ماهواره ها به فضاست که چون بشر تقریبا همه نیروهای وارده به یه ماهواره رو میدونه، میتونه ماهواره رو به آسمون پرتاب کنه و موشک اون رو دقیقا به همون محل پیش بینی شده برسونه و ماهواره بدون داشتن موتور برای حرکت، دقیقا توی مدار پیش بینی شده به دور زمین چرخش کنه.

از این بحث میشه یه نتیجه ای گرفت: حتی اگه خدا آینده رو نبینه و ندونه، با توجه به علمی که از لحظه حال و گذشته داره و این که قدرت تفکرش خیلی خیلی قدرتمندتر از تفکر بشریه (و اصلا قابل مقایسه نیست) میتونه خیلی راحت آینده رو بطور کاملا دقیق پیش بینی کنه و همون پیش گویی بدون کوچکترین تغییری اتفاق بیافته.

حالا با توجه به مسائل مطرح شده و یاد آوری این نکته که موارد مطرح شده از بسط مثال اول بحث در مورد راننده و مهندس بدست اومد سوالم رو دوباره می پرسم:

آیا این که آقای مهندس برخورد رو پیش بینی کرده بوده دلیل برخورد خودرو با تخته سنگ بود یا بی احتیاطی راننده ماشین؟؟؟

نتیجه ای که تا اینجا میشه گرفت اینه که علم خدا و اراده انسان هیچ مغایرتی باهم ندارن و علم خدا هیچ جبری برای انسان ایجاد نمیکنه.

اما نکته دوم بحث:

خدا فراتر از چیزیه که توی بخش قبلی مطرح شد. یعنی خدا آینده رو پیش بینی نمیکنه. بلکه آینده هم مثل گذشته و حال برای خداست و خدا مثل ما نیست که فقط لحظه حال رو ببینه. زمان مخلوقی از مخلوقات خداونده و این ماییم که تو اون حبس شدیم. (همونطور که تو مکان محبوسیم.)

ما نمیتونیم فراتر از زمان فکر کنیم برای همین نمیشه این نوع از علم خدا رو بطور کامل توضیح داد ولی من یه مثالی میزنم که تا حدی پیچیدگی مساله رو از بین ببره.

فرص کنین تیم فوتبال ایران با کره جنوبی بازی داره. دقیقه 90 بازی، هاشمیان یه گل با کره میزنه. شما هم بازی رو ضبط کردین. دوستتون که بازی رو ندیده از شما میخواد فیلم بازی رو نشونش بدین. وقتی بازی به دقیقه 89 میرسه شما به دوستتون میگین الان هاشمیان یه گل میزنه. و از قضا همین اتفاق هم می افته!!!

تو این مثال شما مثل کسی هستین که آینده رو میدونه. آیا این اطلاع شما باعث گل زدن هاشمیان شده یا گل زدن هاشمیان باعث شده شما بدونین گلی زده میشه؟ مسلما علم شما هیچ تاثیری توی روند بازی نداشته و شما فقط نتیجه بازی رو میدونید! حتی اگه هاشمیان گل نمیزد و موقعیت خراب میشد هم شما می دونستین و میتونستین به دوستتون بگین ایران یه موقعیت تو دقیقه 90 از دست میده. علم شما فقط از اطلاع از آینده بازی (توی فیلم) نشات میگیره و هیچ تاثیری توی بازی نداره.

خدا آینده رو مثل حال و گذشته می دونه ولی دونستن اون هیچ تاثیری روی اراده ما نداره. خدا فقط میدونه که ما خودمون چه مسیری رو با اختیار خودمون انتخاب می کنیم و انتخاب کننده خود ماییم، چه گل بزنیم و چه خراب کنیم!